پردیس بلاگX
فرشته نگهبان!!!
روياهاي بنفش
شعر- متن- عكس- داستانك- دانش-طنز-دانلود
فرشته نگهبان!!!

مردی داشت در خيابان حركت مي كرد كه ناگهان صدايي از پشت گفت:

- اگر يك قدم ديگه جلو بروي كشته مي شوي .

مرد ايستاد و در همان لجظه آجري از

بالا افتاد جلوي پایش.

مرد نفس راحتي كشيد و با تعجب دوروبرش

را نگاه كرد اما كسي را نديد .

بهر حال نجات پيدا كرده بود .

به راهش ادامه داد .به محض اينكه مي

خواست از خيابان رد بشود باز همان صدا گفت :

- بايست

مرد ايستاد و در همان لحظه ماشيني با

سرعتی عجيب از کنارش رد شد .بازهم

نجات پيدا كرده بود .

مرد پرسيد تو كي هستي و صدا جواب داد : من فرشته نگهبان تو هستم .

مرد فكري كرد و گفت :

- اون موقعي كه من داشتم ازدواج مي كردم

کدام گوری بودي

 

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6
|+| نوشته شده توسط صبا نازي در يکشنبه 2 اسفند 1388 ساعت 3:40 بعد از ظهر |